محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

82

مجربات اكبرى ( فارسى )

دوائى تپاك دل كه از گرمى باشد ، دور كند ، آمله و دهنيا به قدر حاجت در قدرى آب تر نمايند و تمام شب در هوا بدارند و صباح بيالايند و به نبات شيرين ساخته بنوشند . دوائى كه امراض دل را كه از سردى باشد بغايت مفيد است ، بهگرمول « 1 » كوفته ، بيخته ، موازنه سه ماشه ، به شهد حب بسته بخورند . ديگر كه هول و ضعف دل دور كند ، گلاب دو دام ، نبات يك درم ، هر دو را در ظرف نقره انداخته به آتش انگشت بنهند تا نصف بسوزد پس فرو دارند و سرد كرده ، بنوشند . ديگر كه تپاك دل و سيت باد و ماليخوليا و همه امراض دل و بادى را مفيد است و مجرب چندن « 2 » ، نيل برى ريوند خطائى ، دارهلد ، تكرر كهه بهكه اسگندر هر ، بهيره ، آنوله ، « 3 » تنتريك ملهطى ، سونتهه ، بيخ اندرائن « 4 » ، امل بيد « 5 » ، الايچى خرد ، كاكولى كهر كاكولى جهر كنكول « 6 » به آبرنگ ، دارچينى ، مدما كهه ، عناب ، ناگيسر « 7 » ، چوب ديودار ميد مهابتيرج مغز املتاس « 8 » ، منقى جوز فبطيه يدها را چترك پهالسه « 9 » دهنيا چهاره پاره بهكزول ريزه سپيد پلپل موطهه تالييتر ترنبك تتربالا كهر سار يعنى ؛ مغز چوب كهر تخم كنج بدارى كند ، جوانسه جمله مساوى كوفته ،

--> ( 1 ) - پهكرمول : بيخى است هندى با ريشه‌هاى بسيار تلخ و سياه رنگ و آن قسط تلخ است ، طبيعت آن گرم و خشك در دوم . ( 2 ) - چندن : اسم هندى صندل است . ( تحفه ) ( 3 ) - آنوله : آمله . ( لغات فيروزى ) ( 4 ) - اندراتن : حنظل . پهرپهيندا . ( 5 ) - امل بيد : ترشك . ( لغات فيروزى ) ( 6 ) - كنكول : كباب چينى . كبابه . ( لغات فيروزى ) ( 7 ) - ناگيسر : نارمشك ( ف ) . مسك الرمان ( ع ) . ( لغات فيروزى ) ( 8 ) - املتاس : خيارشنبر ( ف ) . ( 9 ) - پهالسه : پالسه : فالسه شكرى : ثمرى است هندى شبيه به آلوبالو در شكل و رنگ .